واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یارآمد و دست من آشفته گرفت وز من گله‌های گفته ناگفته گرفت زین دولت بیدار عجب ماندم نیک کو بخت بد مرا چنین خفته گرفت

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۳ | واژه جو