واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل باز حدیث شادی افسانه گرفت در گوی غمت آمد و کاشانه گرفت گر خانه خود سیه نمی‌خواست دلم بگرفت سرشک چشم من هر سر راه… انه گرفت

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۴ | واژه جو