واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت دل دوستی ترا بجان باز گرفت شهری همه در زبان گرفتند مرا کز من قلمت چرا زبان باز گرفت

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۷۲ | واژه جو