واژه جو

کاهل قدم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاهل قدم . [ هَِ ق َ دَ ] (ص مرکب ) سست قدم . (آنندراج ) : ز اشک صید شد چوب قفس سبز چه شد کاهل قدم صیاد ما را؟ ملا آفرین لاهوری (از آنندراج ).

معنی کاهل قدم | واژه جو