واژه جو

کاهل شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاهل شدن . [ هَِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تنبل و سست شدن . تن آسان گشتن : رمز الکاسب حبیب اﷲ شنو از توکل در سبب کاهل مشو. مولوی .

معنی کاهل شدن | واژه جو