واژه جو

پرداخت نکردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

اعتبار نداشتن، قرض‌وقوله داشتن، دستش خالی بودن، دست‌تنگ بودن، کلاهبرداری کردن، نادرست بودن، بالا کشیدن، محروم کردن، فریب دادن، خسیس بودن

معنی پرداخت نکردن | واژه جو