واژه جو

پرداخت کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(~. کَ دَ)(مص م.) جلا دادن، برق انداختن.<br>

فرهنگ فارسی معین

(~. کَ دَ)(مص م.) جلا دادن، برق انداختن.

فرهنگ طیفی واژه‌دان

پول دادن، پرداختن، تأدیه کردن، خرج کردن، دادن واریز کردن، پول فرستادن، حواله کردن، فرستادن پول منتقل کردن برات کردن

معنی پرداخت کردن | واژه جو