هلالی جغتایی | غزلیات | غزل شماره ۳۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شهید عشقم و از خاک من خون داده نم بیرون وزان نم لاله خونین برآورده علم بیرون گر از طوف حریم کعبه کویت خبر یابد ز شوق آن پرد روح از تن مرغ حرم بیرون در آب و آتشم، از دیده و دل، دم بدم، بیتو مرو، بهر خدا، از دیده و دل دم بدم بیرون دل احوال پریشانی خود بنویسد از زلفت که سوزد کاغذ و دود آید از نوک قلم بیرون ز تیر آه میدوزد هلالی چاکهای دل که ناید از دل صد پاره او درد و غم بیرون