معمور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.) آباد شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبرپا، دایرآباد، آبادان، پررونق ≠ مخروب، ویرانواژه قبلی: معممواژه بعدی: معمول