معمم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ عَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.) دارای عمامه.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدستاری، شیخ، آخوند، عمامهدار ≠ مکلاریشسفید، محترمواژه قبلی: معمرواژه بعدی: معمور