واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۷۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بادام دو چشم تو دلم زار بخست پسته دهنت جراحتش زود ببست ز آن بود مرا گله ازین شکرم هست ای پسته تو شیرین بادام تو مست

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۷۳ | واژه جو