واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

رویم ز غمت گونه خال تو گرفت چشمم همه صورت جمال تو گرفت اینجا چو مرا غم وصال تو گرفت ای دوست مرا دست خیال تو گرفت

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۸ | واژه جو