واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آویخته در هوای جان آویزت بی‌رنگ شدم ز عشق رنگ آمیزت خون شد جگرم ز غمزه خونریزت تا خود چکند فراق شورانگیزت

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۷ | واژه جو