واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

وصلش شادیست وز پسش زود غم است آزرده ز من شادی و خشنود غم است ای آفت دل ز آتش دل دود غم است مایه است هوای تو بر او سود غم است

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۶ | واژه جو