واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست محراب من ابروی به طاق تو بسست سرمایه عمرم اتفاق تو بسست در حبس مرا رنج فراق تو بسست

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۴۵ | واژه جو