واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای پای برنجن من‌ای بند گران هستم ز تو روزان و شبان جامه دران گریان گریان در تو بزاری نگران کاین محنت من نخواهد آمد به کران

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۳۱۲ | واژه جو