واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۸۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در تاریکی ز بس که می‌بنشینم در روز چو شب پرک همی بد بینم باشد چو شب ار خوابگهی بگزینم از پهلو و دست بستر و بالینم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۸۹ | واژه جو