واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتی خبرت کنم کسی بفرستم با دل گفتم ز انده دل رستم من دل همه بر وعده خوبت بستم شادم کن اگر سزای شادی هستم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۷ | واژه جو