واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن مرد که در سخن جهانیست منم آن گوهر قیمتی که کانیست منم آن تن که سرشته از روانیست منم آن گو که سرا پای زبانیست منم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۸ | واژه جو