واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از دل بدم آتشی برانگیخته‌ام وز دیده به جای آب خون ریخته‌ام با عشق تو جان و دل درآمیخته‌ام نتوان جستن که محکم آویخته‌ام

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۵ | واژه جو