واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

امروز در این حبس من آن ممتحنم کز خواری کس گوش ندارد سخنم در چندین سنگها در این که که منم از بی‌سنگی گوز به دندان شکنم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۷۴ | واژه جو