واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از بند رحم ببند مهد افتادم پس برد به زندان ادب استادم اکنون شه شرق بند و زندان دادم گویی ز برای بند و زندان زادم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۸ | واژه جو