واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من دوش که از هجر تو در تاب شدم جان تو که گر چو شمع در خواب شدم از دیده و دل در آتش و آب شدم بر جام چو بر آینه سیماب شدم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۷ | واژه جو