واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

شه پندارد که ما خردمندانیم یا قلعه گشایان و عدو بندانیم نه نه شاها که ما همه زندانیم نرد فلک و آبکش زندانیم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۶۹ | واژه جو