واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون از گل روی تو بهاری رسدم از درگه هجر تو سواری رسدم در وصل تو چون دست نگاری رسدم در دیده ز غمزه تو خاری رسدم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۳ | واژه جو