واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

وصف لب رنگین تو از دل جویم در آرزوی زلف تو سنبل بویم تا پر خون شد ز دیده چون گل رویم وصف تو همه روز به بلبل گویم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۲ | واژه جو