واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا چنگ به مهر آن دلارام زدم هر دم که زدم همه به ناکام زدم بر درگه عشق تو کنون نامزدم اینک علم وفات بر بام زدم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۴۴ | واژه جو