واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

می‌دانستم چو روز روشن صنما کاخر بروی تو از بر من صنما زیرا چو کنی قصد به رفتن صنما نتوان بستن تو را به آهن صنما

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳ | واژه جو