واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا دعوت دولت تو در گوشم شد هر زهر که داد بخت بدنوشم شد آن روز که گفته تو در گوشم شد از نغمت پاک خود فراموشم شد

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۳۰ | واژه جو