واژه جو

قریی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قریی . [ ق َ رَ یی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به قریه . قَرَوی ّ. (اقرب الموارد). باشنده ٔ قریه . (آنندراج ).

معنی قریی | واژه جو