واژه جو

قریکانلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قریکانلو. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان کسبایر بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد واقع در ٢٣ هزارگزی شمال باختری بجنورد و ٥ هزارگزی باختر مالرو عمومی بجنورد به شقان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن ٢٧٩ تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و بنشن و میوه جات . شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی قریکانلو | واژه جو