واژه جو

قازچران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قازچران . [ چ َ ] (نف مرکب ) آنکه بطها را چراند. (سفرنامه ٔ شاه ایران از آنندراج ): مثل زینب قازچران . (از سفرنامه ٔ شاه ایران ).

معنی قازچران | واژه جو