واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سرشته‌اند به دیوانگی سرشت مرا نمی‌توان به قلم داد خوب و زشت مرا مرا به ریزش ابر بهار حاجت نیست رگ بریده تاکی بس است کشت مرا

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۳ | واژه جو