واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

پیش قضا طلسم ز تدبیر بسته‌ایم سد شکر به رهگذر شیر بسته‌ایم مجنون خانه زاد بیابان وحشتیم دیوانگی به خود نه به زنجیر بسته‌ایم حاشا که زخم ما دهن شکوه وا کند خود بر میان ناز تو شمشیر بسته‌ایم

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۵۲۹ | واژه جو