واژه جو

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کسی که کاوش عشقی درون خود دارد همیشه باده لعلی ز خون خود دارد به آتش دگری خشمگین نمی‌سوزد فتیله داغ پلنگ از درون خود دارد

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۴۲ | واژه جو