شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۰۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جام و میبخشید و میوی میدهد ور نباشد جام میکی میدهد عالمی از جود او موجود شد این کرم بین شی بلا شی میدهد رند سرمست ار بیابد میفروش مینوازد بارها میمی دهد هرچه ما را میدهد شاه و گدا در حقیقت حضرت وی میدهد مجلس عشق است و ما مست و خراب ساقی ما میبه هی هی میدهد دردم نایی نفس او میدمد آن چنان آواز از نی میدهد نعمت الله را به ما بخشید باز لطف او نعمت پیاپی میدهد