واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بر من فلک ار دست جفا گستردست شاید که بسی وفا و خوبی کردست امروز به محنتم از آن از سر و دست تا درد همان خورد که صافی خوردست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۳ | واژه جو