واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

امروز ببر زانچه ترا پیوندست کانها همه بر جان تو فردا بندست سودی طلب از عمر که سرمایه عمر روزی چندست و کس نداند چندست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۲ | واژه جو