واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتم پس از آنهمه طلبهای درست پاداش همان یکشبه وصل آمد چست برگشت به خنده گفت‌ای عاشق سست زان یکشبه را هنوز باقی بر تست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳ | واژه جو