واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای شور چو آب کامه و تلخ چو می چون نای میان تهی و پر بند چو نی بی‌چربش همچون جگر و سخت چو پی بد عهد چو روزگار و مکروه چو قی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۱ | واژه جو