واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا شد صنما عشق تو همراه رهی درهم زده شد عشق و تمناه رهی چونان شد اگر ازین دل آهی نزنم جز جان نبود تعبیه در آه رهی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲۰ | واژه جو