واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خواهم که به اندیشه و یارای درست خود را به در اندازم ازین واقعه چست کز مذهب این قوم ملالم بگرفت هر یک زده دست عجز در شاخی سست

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۲ | واژه جو