واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تا تو ز درون وفای او می‌جویی وانگه ز برون جفای او میجویی زان کی برهی که نیک و بد با اویی از پنبه همی کشتن آتش جویی

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۱ | واژه جو