واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

می‌بر کف گیر و هر دو عالم بفروش بیهوده مدار هر دو عالم به خروش گر هر دو جهان نباشدت در فرمان در دوزخ مست به که در خلد به هوش

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۶ | واژه جو