واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای برده دل من چو هزاران درویش بی‌رحمیت آیین شد و بد عهدی کیش تا کی گویی ترا نیازارم بیش من طبع تو نیک دانم و طالع خویش

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۷ | واژه جو