واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای تن وطن بلای آن دلکش باش ای جان ز غمش همیشه در آتش باش ای دیده به زیر پای او مفرش باش ای دل نه همه وصال باشد خوش باش

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۸ | واژه جو