واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای چون هستی برده دل من به هوس چون نیستیم غم فراق تو نه بس گر چون هستی به دستت آرم زین پس پنهان کنمت چو نیستی از همه کس

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۳ | واژه جو