واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خواندیم گرسنه ما ز دل یار هوس سیر از چو تویی بگو که یا رد شد پس تو نعمت هر دو عالمی به نزد همه کس قدر چو تویی گرسنه‌ای داند و بس

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۱۲ | واژه جو