واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گه جفت صلاح باشم و یار خرد گه اهل فساد و با بدان داد و ستد باید بد و نیک نیک ور نه بد بد زین بیش دف و داریه نتوانم زد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲۵ | واژه جو