واژه جو

سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

من چون تو نیابم تو چو من یابی صد پس چون کنمت بگفت هر ناکس زد کودک نیم این مایه شناسم بخرد پای از سر و آب از آتش و نیک از بد

معنی سنایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۲۶ | واژه جو